حتی اگر ایستاده مثل آبشار بایستم،
در مقابل عظمت تو، به چه می مانم؟ .... کاه
و اگر مثل رود جاری شوم،
در برابر دریای سخاوت تو چیستم؟ .... چاه
تو از خورشید درخشان تری
و من همان تابشم اما... تابش ِ جسم ِ سیاه
کدام جاده مرا به تو می رساند
چشم هایم دیگر نمی بینند، اشک ها بس کنید!... آه!
نقشه ی جغرافیا را آنقدر تا می کنم تا من و تو بهم برسیم
جز این راه دیگری تا خانه نمی دانم از این تبعیدگاه!
برچسب:
نویسنده: مریم کوهی