سفر به کشور فلسفه- آخر
-
تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 19:48
به جزیره رسیدیم. اسکله ای کوچک با تعداد زیادی کشتی های کوچک و بزرگ! غلغله ی مسافران ِ ذوق زده و خسته. کرایه کردن ِ یک ون و حرکت به سمت هتل محل اقامت. از نرخ ِ کرایه ها معلوم شد که پا در جزیره ی لوکس و
سفر به کشور فلسفه- 2
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 23:00
انگیزه اولیه سفر به یونان، ارایه ی همسر در یک کنفرانس علمی بود و گرنه سفر از یک قاره به قاره دیگر با یک زندگی دانشجویی تناسب ندارد! هزینه های اصلی شرکت در کنفرانس (بلیط هواپیما و هتل) برای همسر از طرف
سفر به کشور فلسفه - 1
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:35
خب بعد از چند ماه، بلاخره تونستم بخشی از سفرنامه ی یونان رو بنویسم. هدف از نگارش سفرنامه م در وهله ی اول انتقال تجربه بود اما از اونجایی که چند ماهی بین سفر و نگارشش فاصله افتاده، فکر نمی کنم به خوبی
رانندگی در فرنگ
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 14:12
خب من تقریبا از بیست و یکی-دو سالگی تو تهران رانندگی می کردم. وقتی اومدم کانادا، می تونستم همچنان با ترجمه ی گواهینامه ی ایران، مادامی که اجازه ی کار (یا تحصیل) دارم، رانندگی کنم. این یک سال و اندی هم
از تفریحات ما
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 14:12
اشتراک Filimo رو مدتی است خریدیم. قبلا Netflix داشتیم که هر فیلمی که تعریفش رو شنیده بودیم و سرچ می کردیم رو غالبا نداشت! اما این فیلیمو نسخه ی ایرانی (و البته قفل شکسته!) ی نت فیلیکس هست و اگثر فیلم
رانندگی در فرنگ ۲
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 14:12
امروز صبح امتحان شهر (عملی) داشتم برای بار دوم! بله، بار اول رد شدم! چند تا تجربه دارم که شاید به کار بقیه بیاد: 1- کف کفشی که باهاش امتحان میدین ترجیحا ضخیم نباشه. یا حداقل اگه ضخیم هست بارها و بارها
از رنگ ِ روزها
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 14:12
این روزها اینقدر اینجا هوا خوبه، طبیعت محشره و آسمون دلبره، که قشنگ می شه فهمید بهشت ِ خدا که تو قرآن وعده داده شده چی می تونه باشه! این روزها با خودم میگم برای چی برگردیم؟! از اون ور اما، زمستون خیلی
در این گوشه ی حسین نشناس ِ دنیا ...
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 14:12
یه زوج مذهبی خداروشکر به شهر ما اضافه شدن که با اومدنشون مراسم عزاداری برای محرم رنگ و بویی جدی گرفته. هر هفته هم دعای کمیل برگزار می کنن تو نمازخونه ی همیشه خلوتِ دانشگاه! هر شب دور هم یه محفل دوستانه جمع میشیم و یه زیارت عاشورایی می خونیم و این آقا سید ِ جدیدالورود هم یه شعری مرتبط با این روزها می...
خودشناسی
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 14:12
چند روز پیش، یکی از دوستان ِ خیلی عزیزم، بعد از مدت ها زنگ زد به واتساپ. گفت این مدت با هیچ یک از دوستان هیچ ارتباطی نداشتم. گفت چون هنوز دفاع نکردم و مقاله م رو حتی سابمیت نکرده بودم دوست نداشتم با ک
لوک ِ با مزه ی ما
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 20:48
استاد ایمیل زده به گروه که طبق دستور دکتر باید به بازوم استراحت بدم بنابراین هفته دیگه دانشکده نمیام ولی کاری بود با ایمیل می تونیم در ارتباط باشیم. یه پی نوشت هم به آخر ایمیل اضافه کرده که امروز یه اسلایس پیتزا به نام من میاد دانشکده، هر کی میخواد بره بگیره (نوش جونش)!
سلام از راه دور
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 20:48
امروز برای اولین بار با Google -Earth رفتم ایران، رفتم کرج، رفتم خیابان فلان و از روی آلاچیق روی پشت بام ساختمونمون رو تشخیص دادم. تمام این لحظاتی که در جستجوی خونه بودم، شوقی زیر پوستم می دوید و حتما اگر کسی به چشمانم نگاه می کرد برق را در آنu200eها میu200eدید. رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي...
از سالار بشنویم :
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 20:48
ای گل! نشستن با خسان پیوسته ات گر خوست روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا، نه بوست
Eng vs. Française
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 20:48
Diplôme d’études supérieures spécialisées (DESS) de 3e cycle de perfectio ement en recherche – carrière scientifique en milieu universitaire ترجمه میشه به Academic diploma تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
نفس عمیق و این قرطی بازی ها جواب نمیده!
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 20:48
همچنان عادت به ارایه توی جمع پیدا نکردم، حتما دفعه بعد چند تا پرانول باید بیارم!
170 روز با حافظ
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 20:48
دیوان حافظ حدودا 500 غزل دارد. تصمیم گرفتم روزی 3 غزل رو تا حد تقریبا حفظ بخونم. اینکه میگم تقریبا حفظ، از این نظر هست که خودم رو ملزم به حفظ کردن نکنم و اینکار بیشتر برایم جنبه ی تفریحی داشته باشد. حالا اگر حفظ هم شدم که چه بهتر :) شروع می کنیم با: الا یا ایها الساقی ...
حس ِ الان ِ من: کلافگی
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 11:02
من به عنوان متخصص مواد به این تیم اضافه شدم، اما تا الان کمترین استفاده از دانش ِ مرتبط با رشته ام رو داشتم و کل این مدت 9-10 ماه که شاغل شدم رو در حال یادگرفتن هستم. بس که پروژه کمتر موادی، و بیشتر م
پیر نشو لعنتی!
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 11:02
در لینکداین، هر از گاهی از دوستان ِ قدیمی Request to co ect می گیرم. در لینکد این پروفایلها اکثرا عکس دار هست. وقتی بعد از چند سال می بینمشون میگم این آقا/ خانم میانسال چی میگه؟! همین دیروز بود که تو پژوهشگاه/ دانشگاه با هم بودیم! باورم نمی شه که این همه پیر شده باشیم!
سفر به شهر θ :)
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 11:02
این شب ها تفریح ما بعد از برگشتن از دانشگاه خوندن سفرنامه های یونان هست! که ان شا الله در ماه سپتامبر میریم. (اوووه، حالا کو تا سپتامبر! بله، ولی خب تفریحات ما اینجا محدوده!) از طرح اجباری ارایه ی حداقل یک کنفرانس در مقطع دکتری، متشکریم! اگر از خواننده ها کسی احیانا تجربه ی شخصی در رابطه با یونان دا...
عیب ِ مِی جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 11:02
همکار من چند وقت پیش (یعنی حدودا دو ماه یپش) اومد گفت حقوقت چقدره؟ منم گفتم فلان قدر. گفت ا، من فکر می کردم بیشتر باشه! فاند جدید اپلای کردیم، وقتی اومد حتما به رییس (استاد) میگم که حقوقت رو زیاد کنه.
از تجربه ها
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 11:02
پریروز جلسه داشتیم. جلسه ای هم بود که خیلی استرس داشتم بابتش، چون به نظر خودم پروژه خوب پیشرفت نکرده بود. توی آسانسور من و یه دختر دیگه بودیم و همکارم و یه پسر دیگه. این پسر فرانسوی هست و یه دوره ی یک